کنترل اسیدوز شکمبهای در دامهای نشخوارکننده، بهویژه در سیستمهای پر تولید، مستلزم مدیریت همزمان جیره، رفتار تغذیهای و فیزیولوژی شکمبه است. مصرف بالای کربوهیدراتهای سریعالتخمیر (مانند نشاسته غلات فرآوریشده) بدون تأمین فیبر مؤثر فیزیکی، منجر به افزایش تولید اسیدهای چرب فرّار و در موارد شدید، تجمع اسید لاکتیک میشود که کاهش pH شکمبه را به دنبال دارد. حفظ pH در بازه فیزیولوژیک (تقریباً 5/8 تا 6/4) برای فعالیت مطلوب میکروارگانیسمهای سلولولیتیک و پیشگیری از اختلالات متابولیک ضروری است. از راهکارهای کلیدی در پیشگیری و کنترل اسیدوز میتوان به تنظیم نسبت علوفه به کنسانتره، استفاده از منابع فیبر با طول ذره مناسب، و یکنواختی مخلوط جیره کامل (TMR) اشاره کرد. علاوه بر این، بهکارگیری بافرها و تنظیمکنندههای pH مانند بیکربنات سدیم، اکسید منیزیم و ترکیبات بافری تجاری، نقش مؤثری در خنثیسازی اسیدهای اضافی و پایداری محیط شکمبه دارند. افزودن مخمرهای زنده و پروبیوتیکها نیز از طریق بهبود مصرف اکسیژن شکمبه و تقویت جمعیت باکتریهای مفید، میتواند نوسانات pH را کاهش دهد؛ هرچند میزان اثربخشی آنها وابسته به شرایط جیره و مدیریت گله است. در نهایت، پایش مستمر شاخصهای بالینی و تولیدی مانند کاهش چربی شیر، افت نشخوار، لنگش و نوسانات مصرف خوراک، در کنار ابزارهای تشخیصی مانند اندازهگیری pH شکمبه یا ارزیابی الگوی فضولات، برای تشخیص زودهنگام اسیدوز اهمیت دارد. کنترل اسیدوز یک مداخله مقطعی نیست، بلکه فرآیندی مدیریتی و پویا است که نیازمند رویکردی یکپارچه میان تغذیه، بهداشت و مدیریت دام میباشد.

